تبلیغات
lieben - فروغ رویا...
درباره وبلاگ

و تراژدی غم‌انگیز انسان این است که آنچه هست، نباید باشد
و آنچه باید باشد، نیست و همه حرف‌ها همین است وهمه‌ی دردها همین جا است.
درد روح این است و این است که: «انسان شقایقی است که با داغ زاده است.»

مدیر وبلاگ : parnia khosravi
پیوندهای روزانه
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

کد برف

فال حافظ

lieben
سه شنبه 28 مهر 1394 :: نویسنده : parnia khosravi       
بازمن ماندم و خلوتی سرد
خاطراتی ز بگذشته ای دور
یادعشقی که با حسرت و درد
رفت وخاموش شد در دل گور
روی ویرانه های امیدم
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده ای چشم پراتشش را
ازدل گور برچشم من دوخت
ناله کردم که ای وای این اوست
در دلم از نگاهش هراسی
خنده ای بر لبانش گذرکرد
که ای هوسران مرا میشناسی
قلبم از فرط انبوه لرزید
وای برمن که دیوانه بودم
وای برمن که کشتم اورا
وه که بااوچه بیگانه بودم
او به من دل سپرد و به جز رنج
کی شدازعشق من حاصل او
باغروری که چشم مرا بست
پانهادم برروی دل او
من به او رنج واندوه دادم
من به خاک سیاهش نشاندم
وای بر من خدایا خدایا
من به اغوش گورش کشاندم
درسکوت لبم ناله پیچید
شعله شمع مستانه لرزید
چشم من از دل تیرگی ها
قطره اشکی در ان چشمها دید
همچوطفلی پشیمان دویدم
تاکه درپایش افتم به خواری
تابگویم که دیوانه بودم
میتوانی به من رحمت اری
دامنم شمع راسرنگون کرد
چشم ها درسیاهی فرورفت
ناله کردم مرو صبر کن صبر
لیکن او رفت بی گفت وگورفت
وای برمن که دیوانه بودم
من به خاک سیاهش نشاندم
وای برمن که من کشتم اورا
من به اغوش گورش کشاندم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.